
آیا تا به حال دیدهاید که کودکتان از یک سایه ساده یا تاریکی اتاق وحشتزده شود؟ ترس بخشی طبیعی از رشد است، اما چه زمانی باید نگران شویم؟ در این مقاله بررسی میکنیم که ترس در کودکان و نوجوانان چگونه شکل میگیرد و چطور میتوانیم بدون سرکوب کردن احساساتشان، به آنها کمک کنیم.
چرا میترسیم؟
ترس بخشی طبیعی از زندگی آدم است و وجود آن به عنوان عاملی هشدار دهنده در بسیاری از مواقع منجر به نجات جان انسان میشود. وجود ترس به معنای ضعف نیست، بلکه نشان میدهد فرد بصورت آگاهانه عمل میکند و سیستم پردازش مغز او سالم است.
همۀما تجربه کردیم؛ نیمهشب که با صدای گریه فرزندمون از خواب بیدار میشویم یا وقتی که آنها از سایههای توی اتاق یا حتی حضور در جمعِ غریبهها وحشتزده میشوند، شاید اولین واکنش ما گفتنِ یه جمله ساده باشه: “نترس، چیزی نیست!”
اما آیا واقعاً این جملات ترس آنها را از بین میبرد؟ حقیقت اینست که ترس در کودکان و نوجوانان بخش جداییناپذیری از مسیر رشد آنهاست، اما گاهی اوقات همین ترسهای بهظاهر ساده، اگر درست مدیریت نشوند، میتوانند تبدیل به سدی بزرگ برای اعتمادبهنفس و آرامش فرزندمان بشوند. در این مقاله قرار نیست فقط به ترسها برچسبِ “طبیعی” یا “غیرطبیعی” بزنیم؛ قرار است باهم یاد بگیریم چطور به جای پاک کردن صورتمسئله، ریشه این ترسها را شناسایی کنیم و به فرزندمان یاد بدیم چطور با شجاعت از پسِ چالشهای دنیای اطرافش بربیاد.»
ترس میتواند عوارض مضری برای بدن مثل سرگیجه، لرزش عضلات، تنگی نفس، عرق کردن، یخ زدن دست و پا، معده درد و تپش قلب بشود.
چه چیزهایی باعث ترس ما میشوند؟به همراه راهکارهای آن
ترس از تاریکی: ترس از تاریکی، یکی از رایج ترین ترس های کودکانه است. اگر به گذشته فکر کنید، احتمالا بهخاطر میآورید خودتان هم این ترس را تجربه کردهاید.
دراولین قدم احساسات کودکتان را تایید کنید و سعی کنید واکنش شدیدی به موضوع نشان ندهید، از تجربیات خودتان به او بگویید تا احساس آرامش کند. چراغ را روشن کنید و به او نشان دهید که محیط امن است و کم کم نور اتاق را کم کنید تا به فضا عادت کند.
ترس از موجودات خیالی:بچههایی که به داستانهای پریان و تخیلی بیشازحد علاقه دارند، و قوه تخیل قویتری نسبت به هم سنهای خود دارند، احتمال بیشتری وجود دارد که موجودات ترسناکی را در ذهنشان خلق کنند.
سعی کنید کم کم تفاوت بین "واقعیت" و"تخیل" را به او بیاموزید. مثلا وقتی موجودی خیالی را در فیلم یا بازی میبینند، در مورد آن با فرزندتان صحبت کنید و تفاوت های بین واقعیت و خیال رو نشانش دهید.(مثلا فرق حیوانات تخیلی فیلم ها را با نمونه واقعی در باغ وحش به او نشان دهید.)
واکنش شدید نسبت به موجود خیالی آنها نشان ندهید و سعی کنید با یک بازی و سرگرمی حواسشان را پرت کنید، مثلا یک آبپاش به او بدهید و بگویید هر جا او را دیدی به او اسپری کن، و بگویید این کار او را از بین میبرد یا ضعیفش میکند.
و نکته مهم اینست که فرزندتان را مجبور نکنید مستقیما با ترسش روبرو شود، مثلا وادارش نکنید به زیر زمین یا جای تاریک برود تا ترس از تاریکی او از بین برود. همین باعث وجود مشکل در سلامت بچه میشود، یا حتی باعث ساختن ترسهای بزرگتری میشود.
ترس از بلایای طبیعی و جنگ:بچهها، گاهی در مورد وقوع بلای طبیعی و جنگ چیزی میشوند و فکر میکنند که خطر بزرگی دارند. در واقع ما با صحبت کردن از این بلایا کنار فرزندانمان بجای بالا بردن دامنه امنیت آنها، بدون اینکه متوجه باشیم دامنه ترس آن ها را وسیع تر میکنیم.
بچه ها در واکنش خود در برابر این ترس ها، از شما تاثیر میگیرند، بنابراین حفظ آرامش شما بسیار مهم است. قبل از شکل گیری و بیشتر شدن این ترس در ذهنش درباره این وقایع با او صحبت کنید و برایش راهکارهای ایمنی را توضیح دهید. گفتن "هیچ اتفاق بدی رخ نخواهد داد" ترسهای کودک را از بین نمیبرد، پس برای او با حوصله توضیح دهید. اهمیت زیادی دارد که ترسهای او را تصدیق کنید و بگذارید در مورد آنها با شما صحبت کنند.
ترسهای اجتماعی: ترس از حضور در اجتماع و ترس از مردم در کودکان بالای 7 سال و مخصوصا در نوجوان بسیار شایع است، که در صورت مدیریت نکردن آن در بزرگسالی به اضطراب اجتماعی تبدیل میشود.
در ورود به اجتماع اولین چیزی که هم در کودکی و هم در نوجوانی باعث ترس و اضطراب میشود، "جور دیگر بودن" است. آنها در برخورد اول با هم سالان خود متوجه تفاوت هایشان میشوند، و برای ارتباط ساختن با محیط و بقیه دچار مشکل میشوند. با گذشت زمان علائم جسمانی ترس بوجود میآیند مثل: اختلال خواب، معده درد، سرگیجه، حالت تهوع و ....

قبل از بیشتر شدن و عوارض بدتر این ترسها، باید متوقفشان کرد. گفتوگو، روش خوبی برای مدیرت کردن این شرایط است، که باعث افزایش اعتماد به نفس در فرزندتان هم میشود. به او بگویید که خودش را با تمام ویژگیهایی که دارد باید دوست داشته باشد. راضی نگه داشتن همه ممکن نیست، و هیچ چیزی باعث شرمندگی آنها نمیشود حتی وقتی که اشتباه کردند و مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
توجه داشته باشید که ممکن است اضطراب اجتماعی، فقط در برخی مکان و زمانی خاص خودش را نشان دهد. مثل:
1. در حضور دیگران مورد انتقاد قرار بگیرد.
2. مواقعی که کنفرانس میدهد یا سخنرانی میکند.
3. موقع نظر دادن و مشارکت در گروه ها و در جمع های شلوغ حاضر شدن.
4. در حین انجام کاری تحت نظر و توجه کسی باشد.
5. در صورت وجود تبعیض، حقش را بخواهد یا انتقاد بجا و بحقی را به زبان بیاورد.
درونگرایی با اضطراب اجتماعی تفاوت دارند، درونگرایی صرفا یک انتخاب است و باعث اختلالی نمیشود، بسیاری از افراد از محیطهای شلوغ و آدمهای جدید فاصله میگیرند. حتی ترس از آبروریزی در موقعیت های اجتماعی را دارند، اما به اندازه افراد مبتلا به ترسهای اجتماعی آن را تجربه نمیکنند . چنین فردی ممکن است از قرار گرفتن با چنین محیطهایی و مرکز توجه بودن پرهیز کند، ولی میتواند این وضعیت را تحمل کند و علائم جسمی در او رخ ندهد. در صورتی که افراد مبتلا به ترس اجتماعی اکثر موارد از قبل مریض میشوند یا به سختی شرایط را تحمل میکنند.
برای توضیحات بیشتر و درمان های موثر اضطراب اجتماعی کتاب " برخورد با ترس در نوجوانان" را پیشنهاد میکنیم.
در نهایت، فراموش نکنید که هدف ما به عنوان والدین، حذفِ کامل ترس از زندگی فرزندانمان نیست؛ چرا که کمی ترس برای بقا و احتیاطِ لازم است. هدف اصلی ما، آموزشِ “مهارتِ مدیریتِ ترس” است. وقتی فرزند شما یاد بگیرد چگونه با احساساتِ ناخوشایندش روبرو شود، به جای تبدیل شدن به فردی مضطرب، به انسانی شجاع و تابآور تبدیل خواهد شد که میتواند از پس چالشهای دنیای بزرگسالی بربیاید.
اگر میخواهید عمیقتر با دنیای احساسات فرزندتان آشنا شوید و راهکارهای تخصصیتری برای مواجهه با ترسهای آنها یاد بگیرید، ما در «SABERINBOOKS.IR» بهترین منابع آموزشی را برای شما دستچین کردهایم. برای اینکه بتوانید این مهارتها را بهصورت اصولی و علمی با فرزندتان تمرین کنید، پیشنهاد میکنیم نگاهی به مجموعه کتابهای زیر بیندازید:
راهنمای کامل تربیت کودک
مهارت دوست یابی
هیچ کودکی بیعیب نیست
کلیدهای پرورش هوش اجتماعی در کودک و نوجوان
با انتخاب کتاب مناسب، در کنارِ فرزندتان باشید تا از مسیر رشدِ او، خاطراتی امن و شجاعانه بسازید.»
