
جنگ یا آسان گرفتن؟ مقایسه دو رویکرد متفاوت در مدیریت رفتار کودک.
تا به حال برایتان پیش آمده که بعد از یک نبرد تمامعیار با فرزندتان بر سرِ یک موضوع ساده مثل مسواک زدن یا جمع کردن اسباببازیها، در سکوتِ اتاق خود بنشینید و از شدت خستگی و بیحوصلگی، اشک بریزید؟
در چند دهه پیش بسیاری از والدین، فکر میکردن برای برقراری نظم و حرف شنو بودن فرزند باید سختگیر باشند. یعنی باید صدایشان را بالا ببرند، از تهدید استفاده کنند یا با فریاد، خواستههایشان را به کرسی بنشانند. اما حقیقت این است که این روشها، فقط لایهای از ترس را روی رفتار کودک میکشاند، بدون اینکه احساسات درون او را تغییر دهد. در نتیجه، خانه پر از تنش، با رابطهای شکننده و والدینی کلافه میشود، که مدام در چرخۀ «خشم و پشیمانی» گرفتار شدهاند.
همه دوست دارند والدین خوبی برای فرزندانشان باشند. اما والد خوب بودن به این معنی نیست که آنقدر در مقابل فرزندمان کوتاه بیاییم که آنها هر کاری دوست دارند، انجام دهند. پس برای آموختن نظم و انضباط به کودک، نباید مثل گذشته سختگیر باشیم، نه بیش از حد سهل انگار باشیم.
از بین بردن باورهای غلط
با ذکر مثال باهم بررسی میکنیم، که در مواقع رفتار اشتباه کودک چه واکنشی درست و چه واکنشی اشتباه است و راهکارهای آن چیست:
- رهاکردن ظرف و لباس کثیف همه جا
رفتار غلط: دنبال او راه بروید و وسایلش را جمع کنید.
رفتار درست: از کودک بخواهید اطرافش را مرتب کند، بعد اجازۀ انجام کارهای دیگر را دارد یا او را تشویق به کمک کردن در انجام کارها بکنید تا احساس مفید بودن بکند.
- بیتوجهی به درخواست های والدین و با گستاخی جواب دادن
رفتار غلط: در صورت عدم رضایتتان همچنان به خواسته های او عمل میکنید.
رفتار درست: وقت بگذارید و رفتار مناسب را برای او توضیح دهید و هیچگونه از روی قوانین خود عقب نکشید. در صورت امکان همان اول لفظی برخورد نکنید، واکنش اولیه شما میتواند چشم در چشم شدن و خارج کردن او از موقعیت باشد.
- تماشای بیش از حد تلویزیون و استفاده زیاد از کامپیوتر و موبایل
رفتار غلط: در برابر لجبازی و پرخاش بچهها، استفادۀ بیشتر از وسایل الکترونیکی را جایزه دادن.
رفتار درست: کودک را به ورزش کردن و تحرک در خانه ترغیب کنید. بازیهای پرجنب و جوش در پارک یا دوچرخه سواری را اولویت قرار دهید.
نکتۀ مهم در این مواقع این است که به فرزندتان و خودتان آرامش بدهید و بدانید چگونه موضوع را مدیریت کنید و قوانین کاربردی به کار گیرید. این سه راه کمکتان میکند:
الف) تعیین قوانینِ شفاف و پیامد منطقی
به جای اینکه بعد از اتفاق، کودک را تنبیه کنید، از قبل قوانین را مشخص کنید. اما نکته اصلی اینجاست: پیامد باید با رفتار مرتبط باشد.
اشتباه: کودک اسباببازی را به زمین پرت میکند ← تنبیه با محرومیت از تلویزیون. (ارتباطی ندارد!)
درست (اصلاح رفتار): کودک اسباببازی را پرت میکند ← اسباببازی برای مدت کوتاهی جمع میشود تا کودک یاد بگیرد با وسایل با احترام رفتار کند.
ب) استفاده از تکنیک «توقف و گفتگو»
وقتی هیجان کودک بالا میرود، او توانایی تصمیمگیری درست ندارد. به جای دعوا، او را به یک فضای آرام ببرید. وقتی آرام شد، دربارهی احساساتش و دلیل اشتباهش با او صحبت کنید.
ج) تشویق رفتارهای مثبت
ما معمولاً وقتی بچهها آرام هستند، توجهی به آنها نمیکنیم و فقط وقتی شیطنت میکنند، سراغشان میرویم. با دیدن رفتارهای خوب (مثل جمع کردن تکههای لِگو)، از او تعریف کنید. این کار باعث میشود او برای دریافت توجه شما، رفتارهای خوب انجام دهد.
در نهایت، انضباط مثبت تنها یک روش تربیتی نیست؛ یک سبک زندگی برای خانوادهای است که آرامش را در اولویت قرار داده است. اگر میخواهید تکنیکهای دقیقتری را یاد بگیرید و بدانید در موقعیتهای خاص چگونه واکنش نشان دهید، کتابهای تخصصی ما میتوانند نقشهی راه شما باشند.
میتوانید برای آموزشهای بیشتر به کتابهای کاربردیِ "تربیت بدون فریاد" و "انضباط بدون گریه"سر بزنید.
کدام یک از تکنیکهای گفته شده در این مقاله برای شما کاربردیتر است؟ آیا تابهحال روشی را امتحان کردهاید که نتیجۀ معکوس داشته باشد؟
نظرات و تجربیات خود را در پایینِ همین صفحه با ما در میان بگذارید. ما در صابرینبوک مشتاقانه منتظر خواندن داستانهای موفقیت شما در مسیر تربیت فرزند هستیم.
